جستجوی پیشرفته
بازدید
3864
آخرین بروزرسانی: 1401/08/29
خلاصه پرسش
واژه‌ی «کُلّ» در زبان عربی با چه روش‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرد؟ در آیه 285 سوره بقره، «کلٌّ» به چه معنا است و از لحاظ ادبی چه جایگاهی دارد؟
پرسش
با سلام؛ «کلّ» در این آیه چه جایگاهی دارد: «المؤمنون کلٌّ آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله»، و تفاوت آن با «المؤمنون کلّهم آمن بالله و ...» که «کلّ»‌ اضافه به ضمیر شده باشد چیست؟
پاسخ اجمالی

واژه‌ی «کلّ» برای استغراق و شمول به همه افراد به کار برده می‌شود؛ یعنی برای عمومیت‌دادن حکم برای همه افرادی که تحت یک عنوان کلی قرار می‌گیرند.

استفاده از این واژه، کاربردهای مختلفی دارد که در چند مورد خلاصه می‌شود:

الف) به عنوان تابع مورد استفاده قرار گیرد

  1. نعت و صفت برای اسامی نکره و معرفه باشد: هنگامی که واژه‌ی «کُلّ» به عنوان صفت اسمی قرار گیرد، دلالت بر کمال آن دارد. در این حالت لازم است که کلمه‌ی «کلّ» به اسم ظاهری که مشابه منعوت است اضافه شود، مانند «رأینا فرسا کلّ فرس» اسبی را مشاهده کردیم. چه اسبی! البته می‌توان آن‌را به اسم ظاهری اضافه نمود که از لحاظ لفظی با منعوت یکی نبوده؛ اما با آن ترادف معنایی داشته باشد.
  2. تأکید برای معرفه: کلمه‌ی «کل» پس از یک اسم معرفه و یا نکره، می‌تواند از لحاظ نحوی، تأکیدی برای آن به شمار آید، و از لحاظ معنا، دلالت بر تعمیم حکم برای همه افراد متبوع خود نماید. در این حالت ضروری است که کلمه‌ی «کلّ» به ضمیری اضافه شود که به کلمه مؤکَد برمی‌گردد. مانند «فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ».[1] فرشتگان تمامشان سجده کردند.

ب) به عنوان تابع نبوده، بلکه جایگاهی مستقل داشته باشد

در این حالت، لازم است که «کلّ»‌ به واژه‌ی دیگری اضافه شود که این خود دارای دو حالت خواهد بود:

  1. به اسم ظاهر اضافه ‌شود که در این حالت هر نوع نقشی را قبول کرده و همه عوامل، در آن عمل می‌کنند؛ مانند: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فان‏»،[2] «وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَل‏»[3] که در مثال اول، جایگاه مبتدأ داشته و مرفوع است و در مثال دوم، مجرور به حرف جر قرار گرفته است.
  2. به ضمیر آشکار اضافه شود که در این حالت، معمولا تنها نقش ابتدائیت را می‌پذیرد؛ یعنی یا مبتدأ می‌شود و یا اسمی برای نواسخ؛ مانند «إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّه‏»،[4] «وَ کُلُّهُمْ آتِیه‏».[5]
  3. به ضمیری اضافه شود، اما آن ضمیر به دلیل قرائن، در کلام حذف شود. این قسم نیز تمام نقش‌های نحوی را قبول کرده و همه عوامل بر آن عمل می‌کنند؛[6] مانند: «کُلٌّ إِلَیْنا راجِعُون‏»،[7] «کُلاًّ هَدَیْنا»[8] و «وَ لِکُلٍّ وِجْهَة»[9] که به ترتیب مرفوع، منصوب و مجرورند.

همان‌طور که مشاهده شد، به جز آنچه در بند الف گفته شد، انواع دیگر از «کل»، در قرآن آمده است.

اما در آیه موجود در پرسش، یعنی آیه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّه‏»،[10] باید گفت؛ «کلّ» در این آیه از نوع اخیر است؛ یعنی در واقع به ضمیری اضافه شده؛ اما به دلیل وجود قرائن، آن ضمیر حذف شده است.

البته اگر ضمیر مضاف‌الیه حذف نمی‌شد و به صورت «والمؤمنون کلّهم آمن ...» استفاده می‌شد، از دیدگاه نحوی، «کلّ» را باید تأکیدی برای «المؤمنون» در نظر می‌گرفتیم؛ اما در این آیه که ضمیر مضاف‌الیه حذف شده است، اگرچه تفاوت چندانی از لحاظ معنا ایجاد نخواهد شد، ولی از جهت نقش نحوی این کلمه در جمله، عموما آن‌را مبتدأ در نظر گرفته‌اند که طبیعتا جمله‌ی «آمن باللّه» نیز خبر آن خواهد بود؛ اما درباره‌ی نقش نحوی «والمؤمنون» که قبل از «کلّ» آمده، دو احتمال ذکر شده است:

اول) واو عاطفه بوده و «المؤمنون» عطف به «الرّسول» باشد که در این صورت معنای آیه چنین می‌شود: «پیامبر و مؤمنان به آنچه بر پیامبر نازل شده ایمان آورده‌‌اند. همه آنها ایمان آوردند به خدا و...».

دوم) واو استینافیه باشد که در این صورت، «المؤمنون» مبتدأ خواهد بود و «کُلٌّ» نیز مبتدای دوم این جمله در نظر گرفته خواهد شد و جمله ما بعد آن، خبر این دو مبتدأ به شمار خواهد آمد.

در این حالت معنای آیه چنین خواهد شد: «پیامبر به آنچه که بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان همه آنها به خدا و... ایمان آوردند».[11]


[1]. حجر، 30.

[2]. الرحمن، 26.

[3]. اعراف، 34.

[4]. آل عمران، 154.

[5]. مریم، 95.

[6]. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، مغنی اللبیب، ص 1، ص 194- 195، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ چهارم.

[7]. انبیاء، 93.

[8]. انعام، 84.

[9]. بقره، 148.

[10]. بقره، 285.

[11]. ر. ک: نحاس، ابوجعفر احمد بن محمد، اعراب القرآن، ج 1، ص 141، بیروت، منشورات محمدعلی بیضون، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1421ق؛ درویش، محیی الدین، اعراب القرآن و بیانه، ج 1، ص 448، سوریه، دارالارشاد، چاپ چهارم، 1415ق؛ دعاس، حمیدان، قاسم، اعراب القرآن الکریم، ج 1، ص 122، دمشق، دارالمنیر و دارالفارابی، چاپ اول، 1425ق.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها