جستجوی پیشرفته
بازدید
12388
آخرین بروزرسانی: 1392/09/04
خلاصه پرسش
قرآن در آیه‌ای بیان می دارد که فرعونیان در دل، یقین به خدا و نشانه¬های او داشته، اما به ظاهر انکار کردند و در جای دیگر آمده که آنها گمان داشتند معادی در کار نیست! آیا این دو آیه با هم سازگار است؟
پرسش
چگونه می‌توان بین این دو آیه جمع کرد: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا» و «وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنا لا یُرْجَعُونَ»؟
پاسخ اجمالی
در مقام رفع تناقض از این دو آیه به نظر می‌رسد، اساساً مرحله علم و یقین در انسان با عملکرد تفاوت دارد. چه بسیار انسان‌هایی که به مطلبی علم دارند اما آن‌را انجام نمی‌دهند. هر دو آیه در مورد فرعون و پیروان او است. آنچه از مجموع آیات استنباط می‌شود آن است که آنان علی‌رغم این‌که حقیقت برایشان روشن شده بود و در اندرون خود به یقین رسیده بودند، اما در عملکرد ظاهری خود به گونه‌ای رفتار می‌کردند که گویا گمان به بازگشت ندارند. آیه اول ناظر به بخش اول و آیه دوم ناظر به بخش دوم است.
 
پاسخ تفصیلی
در بیان تناقض و رفع مشکل آیات ابتدا به تفسیر هر یک از آنها می‌پردازیم.
۱. تفسیر آیه اول
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛[1] از روى ستم و عصیان منکر آنها شدند، اما ضمیرهایشان بدان یقین داشت.
در مورد کلمه «جحد» راغب بیان کرده است: این کلمه به معناى انکار چیزى است که در دل ثبوتش مسلّم شده و یا اثبات چیزی است که در قلب نفى آن به ثبوت رسیده است.[2] همچنین کلمه استیقان و یقین هر دو به یک معنا است.[3]
در آیات قبل اتهام‌هایی به فرعونیان وجود داشت که به خاطر وجود شک و تردید در حقیقت نبود، بلکه آنها معجزات را از روى ظلم و برترى جویى انکار کردند، در حالی‌که در دل به آن یقین و اطمینان داشتند.
از تعبیر در این آیه شریفه به خوبى استفاده می‌شود که ایمان واقعیّتى غیر از علم و یقین دارد. ممکن است کفر از روى جحود و انکار، در عین علم و آگاهى سر زند؛ چرا که حقیقت ایمان تسلیم در ظاهر و باطن در برابر حق است. بنابر این، اگر انسان به چیزى یقین دارد، اما در باطن یا ظاهر تسلیم در مقابل آن نیست ایمان ندارد، بلکه داراى کفر جحودى است.[4]
در حدیثى از امام صادق(ع) مى‏خوانیم که ضمن برشمردن اقسام پنج‌گانه کفر یکى از اقسام آن‌را «کفر جحود» می‌شمرد، و یکى از شعبه‌هاى جحود را چنین بیان می‌فرماید: «وَ هُوَ أَنْ یَجْحَدَ الْجَاحِدُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ حَقٌّ قَدِ اسْتَقَرَّ عِنْدَه‏»؛[5] یعنی چیزى که انسان آن‌را انکار کند در حالى که می‌داند حق است و نزد او ثابت است. 
۲. تفسیر آیه دوم
«وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنا لا یُرْجَعُونَ»؛[6] (سرانجام) فرعون و لشکریانش به ناحق در زمین استکبار کردند، و پنداشتند به سوى ما باز نمی‌گردند.
در این آیه شریفه به استکبار فرعون و فرعونیان و عدم تسلیم آنها در برابر مبدأ و معاد که ریشه جنایات آنها نیز از انکار همین دو اصل سرچشمه می‌گرفت، پرداخته است.[7]
فرض بحث:
در نگاه اول آنچه که در دو آیه پدیدار می‌شود تناقض است؛ زیرا آیه اول می‌رساند فرعونیان یقین به حق و حقیقت داشتند، اما در مقابل، آیه دوم بیان می‌کند که آنها ظنّ و گمان داشتند به این‌که به سوی ما باز می‌گردند. چنین ظنّی حاصل نمی‌شود مگر با عدم یقین در حق و حقیقت.
جمع بین دو آیه:
در مقام رفع این تناقض ظاهری باید گفت: اساساً مرحله علم و یقین در انسان با عملکرد تفاوت دارد. چه بسیار انسان‌هایی که به مطلبی علم دارند، اما آن‌را انجام نمی‌دهند؛ علامه طباطبایی در این‌باره می‌گوید:
«وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنا لا یُرْجَعُونَ»؛ یعنى حالشان حال کسى است که برنگشتن به سوى ما در نظرش رجحان دارد؛ چون در سویداى دل یقین به رجوع داشتند، هم‌چنان که خداى تعالى درباره ‏آنها فرموده: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ معاد را انکار کردند در حالى که دل‌هایشان به آن یقین داشت، و این انکارشان از ظلم و گردنکشى بود.[8]
بدین ترتیب، هر دو آیه در مورد فرعون و پیروان او است. آنچه از مجموع آیات استنباط می‌شود آن است که آنان علی‌رغم این‌که حقیقت برایشان روشن شده بود و در اندرون خود به یقین رسیده بودند، اما در عملکرد ظاهری خود به گونه‌ای رفتار می‌کردند که گویا گمان به بازگشت ندارند. آیه اول ناظر به بخش اول و آیه دوم ناظر به بخش دوم است.
 

[1]. نمل، 14.
[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 187، دارالقلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[3]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏15، ص ۳۴۶، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[4]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏15، ص 412، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش؛ ر.ک: «مفهوم ایمان»، سؤال 120؛ «رابطۀ ایمان و اطمینان قلبی در قرآن»، سؤال 10038.  
[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏4، ص 150، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ‏1429ق.
[6]. قصص، 39.
[7]. تفسیر نمونه، ج ‏16، ص 89.
[8]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏16، ص 38. 
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها