جستجوی پیشرفته
بازدید
18888
آخرین بروزرسانی: 1391/07/27
خلاصه پرسش
مزایا و ویژگی‌های کتاب من لایحضره الفقیه چیست؟
پرسش
مزایا و ویژگی‌های کتاب من لایحضره الفقیه چیست؟
پاسخ اجمالی

کتاب من لا یحضره الفقیه اثر مرحوم شیخ صدوق از علمای بزرگ و بنام شیعه است. این کتاب یکى از ارزش‌مندترین منابع روایى شیعه به شمار مى‌‏آید و یکى از چهار کتاب معتبر روایى شیعه است که هر مجتهدى در اجتهاد و استنباط احکام شرعى باید به روایات آن توجه داشته باشد. کتاب من لا یحضره الفقیه از زمان نگارش مورد توجه و استقبال علماى شیعه قرار گرفته و پیوسته در مجموعه‏‌هاى بزرگ و کوچک روایى به آن استناد نموده و از آن روایت نقل کرده‌‏اند. برخی از ویژگی‌های مهم این کتاب عبارت‌اند از: 1. اعتماد و اطمینان نویسنده به صحت مطالب و روایات آن، 2. دست‌رسی آسان به مسائل شرعی بر اساس منابع اصلی، 3. نگارش به سبک رایج در قرون اولیه اسلامى، 4. گسترگی مباحث و شمول آن نسبت ابواب مختلف فقهی‏، 5. استفاده از منابع دست اول روایی، 6. وجود حدود 6 هزار روایت در آن.

پاسخ تفصیلی

نویسنده کتاب من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى، از چهره‌‏هاى برجسته علماى شیعه در قرن چهارم هجرى است.

موضوع این کتاب، مجموعه روایات اهل بیت(ع) درباره مسائل فقهى و احکام شرعى است و شیخ صدوق در این کتاب روایات فقهى را که از دیدگاه خود صحیح و معتبر بوده جمع آورى نموده است. در این‌جا به برخی از مزایا و ویژگی‌های آن می‌پردازیم:

1. جایگاه کتاب من لایحضره الفقیه از نظر صحت مطالب و روایات آن

کتاب من لایحضره الفقیه در میان آثار موجود شیخ صدوق، از ویژگی خاصی برخوردار است. این کتاب، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر شیخ صدوق به شمار می‌­رود، و به اعتراف علما و دانشمندان، یکی از کتب اربعۀ معتبر شیعه محسوب می‌­شود که تا کنون مرجع و محل استفادۀ مجتهدان، فقها و خواص و عوام است. ده‌ها نفر از علما و فقهای شیعه آن‌را شرح کرده، بر آن حاشیه زده و به فارسی ترجمه کرده‌­اند. در میان آثار به دست آمدۀ شیخ، فقط کتاب من لایحضره الفقیه کتاب جامعی در فقه و احکام مذهب شیعۀ جعفری است. دیگر آثار وی معمولاً با نام موضوعی مزین شده و بیانگر احادیثی هستند که در آن رشته و موضوع موجود بوده است. یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب آن است که اعتماد و اطمینان به صحت مطالب و روایات آن، به مراتب بیشتر از سایر آثار موجود وی است. شیخ در مقدمۀ کتاب این‌گونه آورده است: منظورم این بود که آن دسته از روایاتی را که بدان‌ها فتوا می‌­دهم و به صحت آنها حکم می­کنم، بیاورم و اعتقادم درباره­اش چنین است که حجت میان من و پروردگارم که نامش و قدرتش و گرنه -، می­باشد. و همۀ آنچه که در این‌جا آورده­ام، از کتاب‌های مشهور و مورد اعتماد و مرجع استخراج کرده­ام.[1]

از این رو، هر چند این کتاب روایی شمرده شده، ولی شیخ صدوق آن‌را یک کتاب فقهی اعتبار نموده است تا در مسائل شرعی بدان عمل کنند. اما در دیگر آثار شیخ چنین ضمانتی وجود ندارد، و شیخ صحت همۀ احادیث آنها را برعهده نگرفته است. البته، صحت مطالب مندرج در کتاب المقنع نیز تا حدی مانند کتاب من لایحضره الفقیه است، چنان‌که خود در مقدمۀ کتاب آورده است: مطالبی را که در این کتاب آورده­ام، از کتاب‌های اصولی که از مشایخ علما و فقهای ثقات و مورد اطمینان رحمهم الله- بوده، استخراج شده است.[2]

دربارۀ کتاب من لایحضره الفقیه باید گفت که هدف این نبوده است که مانند برخی از مؤلفان صرفاً احادیث مختلف را گردآوری کند و تشخیص صحت و سقم آن را به عهدۀ دیگران واگذارد، بلکه هدف وی گردآوری احادیث صحیح و مورد اعتماد بوده است. خلاصه، این کتاب همچون رساله­های عملیه­ای است که مجتهد در ابتدای آن تذکر می­دهد که عمل به آن مجزی است؛ ان شاءالله. [3]

2. دسترسی آسان به مسائل شرعی

شیخ صدوق این کتاب را به درخواست یکى از سادات بزرگوار شهر بلخ به نام شریف الدین ابو عبد الله محمد بن حسین، معروف به نعمت نگاشته است.

او از شیخ صدوق درخواست کرده بود مانند کتاب «من لا یحضره الطبیب» محمد بن زکریاى رازى در علم طب، او هم کتابى در علم فقه به نگارش درآورد تا مورد استفاده کسانى قرار گیرد که به علما و فقهاى بزرگ دست‌رسى ندارند و با مراجعه به آن بتوانند به احکام شرعى و وظایف خود آگاه گردند.[4]

شیخ صدوق نیز با پذیرفتن این درخواست مى‏فرمایند من در این کتاب بنا ندارم تا هر چه روایت شده را نقل نمایم، بلکه فقط آن روایاتى را نقل مى‏کنم که آنها را صحیح و معتبر مى‏دانم و به آن فتوا مى‏دهم و عقیده دارم که میان من و خداوند حجت است.

3. سبک نگارش‏ آن فقهی روایی است

همان‌گون که بیان شد، شیخ صدوق این کتاب را به عنوان یک کتاب فقهی نوشته است تا در مسائل شرعی بدان عمل کنند، ولی سبک نگارش آن سبک رایج در قرون اولیه اسلامى است که فقهاى شیعه فقط به روایت و نقل سخنان ائمه(ع) اکتفا مى‏کردند و به خود اجازه گفتن سخنى در برابر و یا در کنار سخنان ائمه معصوم نمى‏دادند؛ چرا که آنان را مرتبط با مرکز وحى و معدن حکمت مى‏دانستند.

حتى اگر مى‏خواستند کتابى غیر روایى به نگارش درآورند، سعى مى‏کردند تا از الفاظ روایات استفاده کنند و سخنى غیر از سخن اهل بیت عصمت و طهارت ننویسند.

شیخ صدوق از آخرین علماى این دوره به شمار مى‏آید. در تألیفات ایشان همه کتاب روایت و یا گرفته شده از الفاظ روایات است، به حدى که برخى از علماى شیعه مى‏گویند اگر درباره مسئله‏اى روایتى نیافتیم به الفاظ شیخ صدوق نیز مى‏توانیم استناد کنیم؛ چرا که الفاظ ایشان همه استفاده شده از الفاظ روایات است.

بعد از ایشان از زمان شاگردشان «شیخ مفید» کم کم این سبک تغییر کرد؛ زیرا با تغییر نیازهاى روز و هجوم شبهات و ایرادات مخالفان و دشمنان اسلام و ورود فلسفه یونان به جهان اسلام و عقاید و افکار انحرافى، علماى ما مجبور به پاسخ‌گویى شدند و در صدد حل آن شبهات برآمدند و شیوه‏اى نو در تألیفات علما و فقهاى شیعه پدیدار گشت.

4. گسترگی مباحث و شمول آن نسبت ابواب مختلف فقهی‏

این کتاب در چهار مجلد و مشتمل بر 666باب است. [5] در حقیقت بیشتر مباحث مختلف فقهى در این کتاب مطرح شده است. برخی از مباحث فقهی آن عبارت‌اند از:

1. آبها و طهارت و نجاست آن‏

2. واجبات نماز و مقدمات آن؛ مانند وضو و غسل و تیمم‏

3. احکام اموات‏

4. احکام نماز

5. احکام قضاوت‏

6. مکاسب‏

7. احکام ازدواج‏

8. احکام ارث‏، و مباحث و عناوین گوناگون دیگر فقهى

5. استفاده از منابع دست اول روایی‏

شیخ صدوق در مقدمه کتاب مى‏فرماید من روایات این کتاب را از اصول معتبر و مشهور روایى شیعه گرفته‏ام مانند:  کتاب حریز بن عبد الله سجستانى، کتاب عبید الله بن على حلبى‏، کتاب‏هاى على بن مهزیار اهوازى‏، کتاب‏هاى حسین بن سعید، نوادر احمد بن محمد بن عیسى‏، و بسیارى دیگر از اصول اولیه و منابع معتبر روایى.

6.  وجود روایات فراوان در این کتاب‏

شیخ صدوق در این کتاب حدود 6 هزار روایت نقل کرده است که عموماً در باره مباحث فقهى و احکام شرعى است. برخی از محققان تعداد دقیق أحادیث آن را 5998 حدیث می‌دانند که از آن تعداد 3943 حدیث آن دارای سند کامل و به اصطلاح مسانید است و  تعداد 2055 حدیث آن مرسل است که یعنی سند کامل ندارد. شیخ صدوق مجموع این احادیث 5998 را از 510 راوی نقل می‌کند.[6]

 


[1]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح، غفاری، علی اکبر، مقدمۀ صدوق، ج 1، ص 3، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.

[2]. شیخ صدوق، المقنع، مقدمۀ صدوق، ص 5، مؤسسه امام هادى علیه السلام، قم، چاپ اول‌، 1415 ق.

[3]. نظری، محمود، پژوهشی درباره کتاب من لا یحضره الفقیه، مسجد، شماره 34، سال 1376.

[4]. ر. ک. امین، سید محسن، أعیان الشیعة، ج 1، ص 122، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406 ق.‏

[5]. شیخ آقا بزرگ تهرانى، محمد محسن منزوى، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، ج 22، ص 232 و 233، اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه، قم و تهران، 1408 ق.

[6]. ر.ک: الذریعة إلى تصانیف الشیعة، ج 22، ص 233.

 

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها