جستجوی پیشرفته
بازدید
6645
آخرین بروزرسانی: 1399/02/19
خلاصه پرسش
چرا در صدها آیه از آیات قرآن، خداوند با فعل امر «قُل»، پیامبرش را مورد خطاب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد تا پیامش را به مخاطبان برساند. آیا اگر چنین خطاب و تأکیدی نبود، این امکان وجود داشت که پیامبر اسلام(ص)‌ از ابلاغ پیام خدا خودداری کند؟!
پرسش
با سلام؛ چرا در ابتدای بسیاری از آیات، فعل امر«قُل» آمده است، مگر نه این است ‌که خدای متعال پیامبر(ص) را امین و راست‌گو معرفی می‌کند و رسالت پیامبر ابلاغ وحی بود! پس دلیل این همه تأکید چیست؟
پاسخ اجمالی

در برخی آیات قرآن، خدای متعال پیامبرش را با عبارت «قُل» مورد خطاب قرار داده است. به کار بردن این نوع ادبیات، جدای از این‌که می‌تواند نوعی تفنن در عبارت و شیوه‌‌ای بلاغی برای بیان مطالب این کتاب آسمانی باشد، علت‌‌ها، حکمت‌‌ها و فوائد دیگری نیز می‌تواند در آن نهفته باشد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  1. یکی از بارزترین اتهاماتی که درباره قرآن مطرح می‌شود، انکار الهی بودن و آسمانی بودن قرآن و آیات کریمه آن است. این موضوع حتی از جانب افرادی که خود را پیرو پیامبر(ص) نیز می‌دانند مطرح می‌شود، با این ادعا که اصل معنا و محتوای قرآن وحیانی است، اما کلمات و عبارات آن می‌تواند انشاء خود پیامبر(ص) باشد.

وجود کلمات و عباراتی مانند واژه‌ی «قُلْ» در جای جای فرازهای قرآن، تأکیدی غیر مستقیم بر نزول الفاظ قرآن از جانب خالق یکتا است؛ چرا که عاقلانه نیست کسی خود را مورد خطاب قرار داده و به خود امر کند که مطلبی را به دیگران ابلاغ کند!

  1. این‌که خداوند در برخی موارد به طور مستقیم با مردم سخن نگفته و از پیامبرش خواسته که او سخن خدا را ابلاغ کند، تأکیدی بر این مطلب است که پیامبر خدا، واسطه بین او و مخلوقاتش است که خود جایگاه ویژه‌ای به شمار رفته و موضوع «واسطه بودن پیامبران» نباید مورد غفلت و بی‌اهمیتی قرار گیرد.
  2. با این‌که در مرحله‌ی اوّل، پیامبر خدا(ص) مخاطب این دست آیات و اوامر قرآنی است، اما حداقل در برخی از مواردی که از واژه‌ی «قل» در آنها استفاده شده است، می‌توان مسلمانان را نیز مخاطب مستقیم خداوند دانست. به عنوان مثال وقتی یک مسلمان هنگام تلاوت قرآن به این آیه می‌رسد: «قُلْ أعوذٌ بِرَبِّ النَّاسِ»، می‌تواند چنین تصور کند که خداوند به صورت مستقیم، خود او را مورد خطاب قرار داده و از او می‌خواهد که به پروردگار انسان‌ها پناه برد. مخاطب قرار گرفتن مؤمنان و مسلمانان از جانب خدای متعال و از طریق آیات قرآن، نوعی تکریم مؤمن و مسلمان به شمار می‌رود؛ چرا که خالق هستی او را به طور مستقیم مخاطب خود قرار داده و با او سخن گفته است. از این موضوع با اصطلاح «خطاب تشریف» یاد می‌شود.[1]
  3. در مواردی نیز وجود کلمه‌ی «قل» در آیه، نشان‌گر این مطلب است که شخص یا گروهی از افراد، از پیامبر(ص) درباره موضوعی سؤال کرده‌اند؛ از این‌رو خدای متعال خطاب به پیامبر خود می‌فرماید که در پاسخ سؤال آنها چنین بگو؛ خصوصاً در مواردی که شخص پیامبر منتظر دریافت پاسخ از جانب خدا بود. در چنین مواردی، آمدن واژه‌ی «قل» در ابتدای سخن، کاملاً متناسب و به جا است.[2]
  4. آغاز شدن کلام با امر به گفتن، (حداقل در برخی موارد) می‌تواند بیان‌گر این مطلب نیز باشد که شخص پیامبر(ص) از مطلبی که با وحی در اختیار ایشان قرار می‌گیرد مطلع بوده، ولی آن‌را به دلایل و مصالحی ابلاغ نکرده و منتظر فرصت مناسب بود[3] که خداوند با واژه‌ی «قل» ایشان را مطلع می‌کند که آن فرصت فرا رسیده است.
  5. به دلیل این‌که آیات قرآن از جانب خدا است و سخن و گفته او است، کسی که قرآن را تلاوت می‌کند نیز با این تصور که هرچه تلاوت می‌شود گفته خدا است، آن‌را قرائت می‌کند. اما در این بین، برخی آیات قرآن گفته شخص رب العالمین نبوده، بلکه نقل قول از دیگران است. علاوه بر نقل قول، گاهی سخنی مطرح می‌شود که شایستگی آن‌را ندارد که از خود خداوند آن را بگوید، بلکه سخنی است که باید از جانب پیامبر و یا مسلمانان بیان شود. در چنین مواردی لازم است که در ابتدای کلام، واژه‌ی «قل» آورده شود تا مشخص شود این سخن با آن‌که وحیانی است، اما این‌گونه نیست که خداوند از جانب خودش آن‌را گفته باشد. به عنوان مثال؛ اگر در ابتدای سوره کافرون، «قل» قرار نگیرد، این توهم پیش می‌آید که گوینده عبارت «من خدای شما را نمی‌پرستم» خدا است؛ در حالی‌که نه فقط خدا هیچ کسی را نمی‌پرستد؛ بلکه شأنیت آن‌را ندارد که کسی را عبادت کند.[4]

 


[1]. سیوطی، جلال الدین،الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 25، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1421ق.

[2]. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی،ج 1، ص 189، دمشق، مطبعة الترقی، چاپ اول، 1382ق.

[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 27، ص 432، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

[4]. همان، ج 27، ص 386 – 387.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها