جستجوی پیشرفته
بازدید
9102
آخرین بروزرسانی: 1397/07/12
خلاصه پرسش
بر اساس آیه 25 سوره مائده، آیا حضرت موسی(ع) مالک برادرش هارون(ع) بوده و بر او سلطه و ولایت داشته و او را به پذیرش دستوراتش وادار می‌کرد؟!
پرسش
با سلام؛ در آیه 25 سوره مبارکه مائده چگونه و بر چه اساسی حضرت موسی(ع) مالک و صاحب اختیار حضرت هارون(ع) است؟ به نظر می‌رسد دلیلش رابطه برادری نباید باشد؛ چون در رابطه برادری کسی ولی و صاحب اختیار کسی نیست، مگر این‌که رابطه پدر و فرزندی در میان باشد که همان‌طور که می‌دانیم در این داستان این‌گونه نیست.
پاسخ اجمالی
حضرت موسی(ع) هنگامی که از هدایت بنی اسرائیل ناامید و از آنها خشمگین شد، در مناجاتش با خدای متعال عرضه داشت؛ پروردگارا من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنه‌کار، جدایى بیفکن: «قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسی‏ وَ أَخی‏ فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقین».
زمینه گفتار در این آیه دلالت بر این دارد که جمله «إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی»، کنایه از ناتوانى است؛ ناتوانى از وادار کردن مردم بر قبول دعوتى که برایشان آورده است. مقصود از این جمله ملکیت استقلالی نیست؛ زیرا ملکیت استقلالی مخصوص خداوند است؛ و غیر از خداوند هیچ‌کس مستقلاً مالک نفس خودش هم نیست چه رسد به دیگران!؛ بنابراین حضرت موسی(ع) در این کلام نمی‌خواست بگوید من تنها مالک نفس خودم و برادرم هستم؛ بلکه خواست بگوید من تنها می‌‏توانم نفس خود را به قبول دعوتم وادار ساخته، و برادرم هارون را نیز وادار کنم؛ چون او نیز پیامبرى مرسل و جانشینم می‌باشد؛ هرگز از امر خداى تعالى سر پیچى نخواهد کرد. بنابر این، منظور این فراز قرآنی یکی از دو احتمال زیر می‌باشد:
1. من جز خودم و برادرم توانایی بسیج هیچ فرد دیگری را برای نبرد با دشمنان ندارم!
2. از میان بنی اسرائیل تنها من این توانایی را در خود می‌بینم و تنها برادرم این توانایی را در خودش می‌بیند که وارد نبرد شویم!
البته، منظور از این گفتار موسی(ع) این نبوده که توانایی هدایت‌گری را به طور مطلق از خودش نفی کند؛ چون می‌‏دانیم که حضرتشان از این مقدار توانایی برخوردار بود که برخی از پیروانش - مانند یوشع و کالب - را وادار به پذیرش خواسته خود سازد. پس منظور این نبوده که بگوید من اصلاً نسبت به غیر خودم و برادرم هیچ‌گونه قدرتى ندارم؛ زیرا این معنا منافات دارد با این‌که می‌دانیم عده‌‏اى - از جمله آن دو نفر - به وى ایمان آورده، و دعوتش را پذیرفته بودند. [1]
لذا، اگر به طور مطلق گفت؛ پروردگارا من بر بیش از خودم و برادرم قدرت ندارم، این مقام مناجات و تضرع بوده که اقتضاى این‌گونه سخن گفتن را داشته است؛ چون حضرت موسى(ع) بنی اسرائیل را به دین فطرى بشر دعوت کرده، و در ابلاغ رسالت خود هیچ‌گونه کوتاهى نداشت، ولى قوم بنی اسرائیل دعوتش را رد کرده، آن هم به بدترین و بی ادبانه‌‏ترین وجه. بنابر این در چنین مقامى اقتضا داشت که بگوید پروردگارا من رسالت تو را ابلاغ کردم، و عذر را از گردنم افکندم، و در اقامه امر تو صاحب اختیار و مالک غیر خودم نیستم، برادرم نیز مثل من، و ما هر دو آن مقدار تکلیف را که متوجه ما بود انجام دادیم، ولى مردم با شدیدترین وجه انکار و امتناع، در برابر ما جبهه‌‏گیرى کردند، و ما الآن در حالى هستیم که به کلى از بنی اسرائیل مأیوس شده‌ایم، و تو خودت به ربوبیت خویش گره از این کار بگشا، و بین ما و قوم فاسق ما حکمى قاطع بفرما.[2]
بنابر این، در جمله «إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی»، دو احتمال وجود دارد. یک مالکیت به معنای قدرت و نفوذ کلام، به خاطر تسلیم محض بودن هارون(ع) نسبت به دعوت برادر،[3] دیگر این‌که من مالک نفسم خودم هستم و برادرم نیز مالک نفس خود می‌باشد.[4]
لذا «ملک» در این‌جا به معنای ولایت و تسلط نیست؛ چرا که پیامبران برای ایمان آوردن مردم سلطه و اجباری بر آنها نداشتند؛ از همین‌رو است که خدای متعال به پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ، لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»؛[5] پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‌ای، تو سلطه‌ گر بر آنان نیستى که (بر ایمان) مجبورشان کنى.
 

[1]. اگر گفته شود که آن دو نفری(یوشع و کالب) را که به موسی(ع) ایمان آوردند؛ چرا در این‌جا ذکر نکرده است، در پاسخ می‌گوییم؛ گویا حضرت موسی به ایمان آنها اطمینان صد در صد نداشت؛ به دلیل آن‌که اکثر مردم راه تمرد و سرپیچی را در پیش گرفتند. و یا شاید در این‌جا خواست حداقل کسانی را که با وی در امر ایمان موافق هستند بیان کند. همچنین ممکن است منظور از اخی(برادر) برادر دینی باشد که در این صورت «اخی» آن دو نفر را نیز شامل می‌شود. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 11، ص 335، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق.
[2]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 293- 294، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق؛ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏5، ص 476- 478، قم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1374ش.
[3]. مفاتیح الغیب، ج ‏11، ص 335.
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 3، 280، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[5]. غاشیه، 22.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها