جستجوی پیشرفته
بازدید
15534
آخرین بروزرسانی: 1391/02/02
 
کد سایت fa5732 کد بایگانی 5529 نمایه انتساب بالعرض شرور به خداوند
طبقه بندی موضوعی Islamic Philosophy|خیر و شر
اصطلاحات برهان شرّ
گروه بندی اصطلاحات اصطلاحات فلسفی
خلاصه پرسش
علت انتساب بالعرض شرور عالم به خداوند چیست؟
پرسش
معنای این جمله چیست؟ "چون خدای متعال کمال محض است، اراده او اصالتا به سوی کمال و خیر مخلوقات تعلق می گیرد و اگر لازمه وجود مخلوقی پیدایش شرور و نقص هایی در جهان باشد، جهت شر آن مقصود بالتبع خواهد بود؛ یعنی چون لازمه انفکاک ناپذیر خیر بیشتری است بالتبع آن خیر غالب مورد اراده الاهی قرار می گیرد. (اصول عقائد آیت الله مصباح، ص 162).
پاسخ اجمالی

آنچه به عنوان شر از آن یاد می شود در عالم مجردات وجود ندارد، و این بحث به عالم ماده مربوط می شود. در تحلیل معنای خیر و شر چنین گفته اند: خیر چیزی است که هر شیئی بر حسب طبیعت خود آن را طلب می کند و آن را دوست دارد و هر گاه بین چند چیز مردد شود، بهترین آنها را بر می گزیند و شر در برابر خیر است.

اشیا از جهت خیر و شر بودن بر پنج قسم هستند که دو قسم آن تحقق خارجی دارند و آن دو قسم عبارت اند از: خیر محض که وجود خداوند متعال است و خیر غالب. و آنچه که توأم با شر مورد تعلق کلمه ایجاد اراده الاهى قرار مى‏گیرد و قضاى الاهى هم بالذات شامل آن مى‏شود، آن مقدارى است که وجود به خود گرفته است، به بیان دیگر، استعداد و قابلیت گرفتن وجود را داشته است، و به عبارت روشن تر خدا خلق کرده، اراده الاهى ایجادش نموده و قضاى الاهى بر آن رانده شده است. اما عدم هایى (شرهایی) که همراه آن است مستند به خدا نیست، بلکه مستند به نداشتن قابلیت بیشتر خود او و قصور استعداد او است.

پاسخ تفصیلی

قبل از این که در مورد این سؤال توضیحاتی داده شود، لازم به یادآوری است که بحث خیر و شر یکی از بحث های مهم و پر مخاطره ای است که بسیاری از فیلسوفان و حکمای بزرگ در این بحث نظریات متفاوتی مطرح کردند، اما آنچه که به عنوان پاسخ این سؤال بیان می شود مورد اتفاق اکثر فیلسوفان اسلامی و دانشمندان علم کلام در حوزه اسلام است.

آنچه به عنوان شر از آن یاد می شود در عالم مجردات وجود ندارد و این بحث به عالم ماده مربوط می شود.

در تحلیل معنای خیر و شر چنین گفته اند که خیر چیزی است که هر شیئی بر حسب طبیعت خود آن را طلب می کند و آن را دوست دارد و هر گاه بین چند چیز مردد شود بهترین آنها را بر می گزیند، و شر در برابر خیر است، البته توضیح کامل این معنا، بحث زیادی را می طلبد که در این مجال نمی گنجد.

اشیا از جهت خیر و شر بودن پنج قسم اند:

1. خیر محض، 2. شر محض، 3. خیر غالب، 4. شر غالب، 5. مساوی.

از میان این پنج قسم، تنها دو قسم تحقق خارجی دارند: یک. خیر محض؛ یعنی خداوند که وجود او ضروری است، کمال مطلق بوده و هر کمال وجودی را داراست.

دو. خیر غالب؛ یعنی آنچه خیرش بر شرش غلبه دارد؛ چون در ترک خیر فراوان شر فراوان نهفته است؛ بنابراین، عنایت الاهی وجود این دسته از اشیا را لازم و واجب می گرداند. اما سه قسم دیگر تحقق خارجی ندارند؛ زیرا شر محض همان عدم محض است که نیستی و بطلان صرف بوده و راهی به سوی وجود ندارد. اما آن دو قسم دیگر یعنی شر غالب و خیر و شر مساوی، با عنایت پروردگار سازگار نیست؛ چون عنایت الاهی نظام هستی را بر نیکوترین و استوارترین وجه ممکن انتظام بخشیده است و اگر با دقت هر یک از پدیده های این عالم بررسی شود، معلوم می شود که همه اجزای عالم به زیباترین شکل ممکن به وجود آمده است. [1]

توضیح این که آنچه ما از عدم در ذهن خود تصور مى‏کنیم، یا عدم مطلق است که همان نقیض و نقطه مقابل وجود مطلق است، یا عدم مضاف و منسوب به ملکه است که عبارت است از عدم کمال وجودى که جا دارد آن کمال را داشته باشد مانند نابینایى که عبارت است از عدم بصر از کسى که جا داشت بصر داشته باشد" و لذا به دیوار نمى‏گوییم نابینا".

برای قسم اول هم چند وجه قابل تصور است؛ یکى این که عدم را به ماهیت چیزى بزنیم نه به وجود آن، مثل این که عدم زید را تصور کنیم، و خود آن را معدوم فرض کنیم، نه او را بعد از آن که موجود بود، این قسم صرف یک تصور عقلى است که هیچ شرى در آن متصور نیست؛ چون موضوع را که مشترک میان "بود" و "نبود" باشد تصور نکرده‏ایم تا نبودش شرى باشد. بله ممکن است انسان عدم چیزى را مقید به آن چیز کند؛ مثلا عدم زید موجود را تصور کند، و او را بعد از آن که موجود شده معدوم فرض نماید. چنین عدمى شر هست و لیکن این قسم عدم، همان عدم ملکه‏اى است که توضیحش خواهد آمد. تصور دوم این که عدم چیزى را در مقایسه با چیز دیگرى اعتبار کنیم؛ مانند نبود وجود واجبى براى موجودات امکانى، و نبود وجود انسانیت مثلا براى ماهیت دیگرى مانند اسب، و یا نداشتن وجود حیوانی برای نباتات، و نداشتن گاو وجود اسب را که این قسم عدم از لوازم ماهیات است، و امرى است اعتبارى نه مجعول و محقق.

قسم دوم از عدم، همان عدم ملکه‏اى است   و آن عبارت است از فقدان و نبود کمال براى چیزى که شأن آن، داشتن آن کمال است؛ نظیر انواع فسادها، نواقص، عیب ها، آفات، امراض، دردها و ناگواری هایى که عارض بر چیزى مى‏شود که شأن آن نداشتن این نواقص و داشتن کمال مقابل آن است.

این قسم از عدم شر است، و در امور مادى پیدا مى‏شود، و منشأ آن هم قصورى است که در استعدادهاى مادیات است که البته این قصور در همه به یک پایه نیست، بلکه مراتب مختلفى دارد، منظور این است که منشأ این گونه عدم‏ها که شرند، منبع فیض وجود یعنى ذات بارى تعالى نیست، و نمى‏شود آنها را به ساحت او نسبت داد؛ چون علت عدم چیزى است مانند خود آن عدم، هم چنان که علت وجود وجودى دیگر است، نه عدم.

پس آن چیزى که در این گونه امور توأم با شر مورد تعلق کلمه ایجاد اراده الاهى قرار مى‏گیرد و قضاى الاهى هم بالذات شامل آن مى‏شود، آن مقدارى است که وجود به خود گرفته است. به عبارت دیگر، استعداد و قابلیت گرفتن وجود را داشته، و همان است که مى‏توان گفت: خدا خلق کرده، اراده الاهى ایجادش نموده و قضاى الاهى بر آن رانده شده است. اما عدم هایى (شرهایی) که همراه آن است مستند به خدا نیست، بلکه مستند به نداشتن قابلیت بیشتر خود او و قصور استعداد او است. اما این که چرا همان عدم ها را هم مخلوق دانسته نسبت جعل و اضافه به آنها مى‏دهیم، بدان جهت است که این عدم ها آمیخته و متحد به آن مقدار وجود هستند. [2]

پاسخ مرتبط: سؤال شماره 936 (سایت: 1166).



[1] . طباطبائی، محمد حسین، نهایةالحکمة، شیروانی، علی، ج 3، ص 352، بوستان کتاب، چاپ ششم، قم، 1384 ش.

[2] . طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه، موسوی همدانی، ج 13، ص 259، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، قم، 1374ش.     

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها