جستجوی پیشرفته
بازدید
15637
آخرین بروزرسانی: 1393/07/22
خلاصه پرسش
آیا این حدیث از حضرت علی (ع) در مورد فدک که: «به راستی من شرم می کنم که چیزی را برگردانم که ابوبکر و عمر منع کرده اند» معتبر است؟
پرسش
آیا در کتاب شافی نوشته سید مرتضی علم الهدی این حدیث از حضرت علی (ع) در مورد فدک هست که می فرماید: « به راستی من شرم می کنم که چیزی را برگردانم که ابوبکر و عمر منع کرده اند» لطفا در مورد فدک با استفاده از منابع اهل تسنن کامل توضیح دهید.
پاسخ اجمالی

در جلد چهارم کتاب الشافی، صفحه 76، روایتی نقل شده است که امام علی (ع) در باره برگرداندن فدک فرمود: «من شرم دارم چیزی را که ابوبکر و عمر منع کرده اند برگردانم». در این صفحات به گونه ای این روایت آمده است که خواننده گمان می کند ذکر این روایت از فرمایشات سید مرتضی است. اما باید بدانیم که کتاب الشافی در رد اقوال قاضی عبدالجبار در "المغنی"، نگاشته شده است. پس به طور حتم، ذکر این روایت، از اقوال قاضی عبدالجبار است. مرحوم سید مرتضی در جلد 4 کتاب الشافی و در صفحه 104، به طور مختصر به همین روایتی که در صفحه 76 نقل شده است جواب می دهد. از طریقه جواب دادن وی به خوبی و به صراحت فهمیده می شود که این روایت را در صفحه 76، از کتاب "المغنی" عبدالجبار نقل کرده است.

 

پاسخ تفصیلی

شما می توانید مطالب مفصل درباره فدک را در سؤال 3425 (سایت: 4214) بیابید. اما چیزی که این جا باید مورد بررسی قرار گیرد، نسبتی است که به سید مرتضی، علم الهدی داده شده است. سید مرتضی معروف به علم الهدی از بزرگ ترین علما و دانشمندان و متکلمان امامیه است. یکی از اموری که مرحوم سید مرتضی به آن اهتمام می ورزید، پاسخ گویی به مسائل و شبهات اعتقادی بود. قاضی عبدالجبار معتزلی یکی از علمای بزرگ معتزلی اهل سنت، کتابی می نویسد به نام "المغنی". در این کتاب با تلاش بسیار، سعی در محکوم کردن اقوال امامیه دارد. سید مرتضی در مقابل وی کتاب "الشافی فی الامامة" را نوشت که به خوبی توانست، اوهام و خیالات قاضی عبدالجبار را رد کند. شخصی دیگر از اهل سنت به نام ابو الحسن بصری، بر "الشافی" سید مرتضی نقضی نگاشت. [1] سید مرتضی به یکی از شاگردان بزرگوارش به نام "سلار بن عبدالعزیز" صاحب کتاب مراسم، دستور نگارش کتابی را می دهد که در آن به سوالات ابو الحسن البصری جواب دهد. سلار در رد ابی الحسن کتابی می نویسد به نام "الرد علی ابی الحسن البصری فی نقضه کتاب الشافی فی الامامة". [2]

 

مرحوم محمد جواد مغنیه در توضیحی درباره کتاب الشافی می نویسد: (با همه خوبی ها و خصوصیات منحصر به فرد این کتاب) متاسفانه منابع این کتاب به خوبی استخراج و چاپ نشده است. ابواب این کتاب احیانا به ترتیب نیامده است. این کتاب با همه بزرگی اش که نزدیک به هزار صفحه است، اگر "بسم الله" اول و دعا آخر آن نبود حتی اول و آخر آن مشخص نمی شد. کلام عبدالجبار با کلام شریف مرتضی به نحوی ادماج و ترکیب شده است که گویا کلام یک نفر است، یا گویا لباسی است که با یک نوع نخ بافته شده است». [3]

 

همان طور که از تصریحات مرحوم مغنیه فهمیده می شود، در این کتاب اقوال قاضی عبدالجبار و رد سید مرتضی به هم آمیخته است، به طوری که احیانا تشیخص کلام سید از قاضی مشکل می شود.

 

روایت مورد ادعا

 

در جلد چهارم از کتاب الشافی، صفحه 76، روایتی نقل شده است که امام علی (ع) درباره برگرداندن فدک فرمود: «من شرم دارم چیزی را که ابوبکر و عمر منع کرده اند برگردانم». طوری در این صفحات این روایت آمده است که خواننده گمان می کند ذکر این روایت از فرمایشات سید مرتضی است. اما همان طور که گذشت، کتاب الشافی در رد اقوال قاضی عبدالجبار در "المغنی"، نگاشته شده است. پس به طور حتم، ذکر این روایت از اقوال قاضی عبدالجبار است.

 

قرائن و دلایل این اعا چند امر است که به آ ن اشاره می شود:

 

1. مبنا و دفاعیات سید مرتضی به عنوان یکی از متکلمان و علمای امامیه در موضوع فدک در همین کتاب و دیگر کتب او به خوبی آمده است و جای هیچ شکی نیست که ذکر این روایت از وی نیست و چه بسا در صدد رد آن بوده است.

 

2. چینش این کتاب به طوری است که به خوبی نمی توان بین کلام سید و قاضی در برخی از مقاطع آن، فرق گذاشت و همین مطلب موجب اشتباه شده است.

 

3. جالب این است که این روایت در هیچ کتاب حدیثی شیعه و در مجموع کتاب های حدیثی اهل سنت وجود ندارد. این مطلب ساختگی بودن آن را به خوبی نشان می دهد، پس اگر چیزی وجود داشت حتما در کتاب های اهل سنت، (اگر چه به عنوان یک حدیث ضعیف) می آمد. البته، مشابه این حدیث در کتب اهل سنت به خلیفه دوم "عمر" نسبت داده شده است. [4]

 

4. مرحوم سید مرتضی در جلد 4 کتاب الشافی و در صفحه 104، به طور مختصر به همین روایتی که در صفحه 76 نقل شده است جواب می دهد.  از طریقه جواب دادن وی به خوبی و به صراحت فهمیده می شود که این روایت را در صفحه 76، از کتاب "المغنی" عبدالجبار نقل کرده است . وی می گوید: اما در پاسخ به آنچه ذکر کرد، در عدم پرداختن امیر المومنین (ع) به فدک و ترک آن، در زمانی که به خلافت رسید، می گوییم: ایشان در آن زمان در تقیه شدید بود (به طوری که اگر این مطلب را اظهار می کرد حتما مورد قبول مردم واقع نمی شد). [5]

 

با همه این قرائن و شواهد به خوبی می توان فهمید که ایشان در آوردن این شبه روایت قصدی جز انکار آن نداشته است و بر فرض پذیرش این روایت، به وجود اسباب و شرایط تقیه در زمان حضرت علی (ع) اشاره کرده و به رد دلالت این روایت پرداخته است.

 

 

[1] تهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 10، ص 180، نشر اسماعیلیان، قم، 1408.

[2] همان.

[3] سیدمرتضی علم الهدی، علی بن الحسین، الشافی فی الامامة، مقدمه الشافی، ج 3، ص 19، ناشر مرکز ابحاث عقائدیه. بی جا، بی تا.

[4] القبان چی، سید صدر الدین، تاریخ التشیع الفکری و السیاسی، ص 176، ناشر مرکز ابحاث العقائدیه؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن الصغری،   ج 2، ص 184، "و أخبرنا أبو عبد الله الحافظ ، ثنا أبو العباس محمد بن یعقوب، ثنا یحیى بن أبی طالب، نا یزید بن هارون، نا عاصم الأحول، عن الشعبی، قال: سئل أبوبکر عن الکلالة؟ فقال: « إنی سأقول فیها برأی فإن یکن صوابا فمن الله، و إن یکن خطأ فمنی و من الشیطان: أراه ما خلا الولد والوالد. فلما استخلف عمر قال: إنی لأستحی الله أن أرد شیئا قاله أبو بکر».

[5] الشافی، ج 4، ص 104.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها