جستجوی پیشرفته
بازدید
50702
آخرین بروزرسانی: 1391/04/27
خلاصه پرسش
اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه در عرفان و سیر و سلوک را بیان نمایید.
پرسش
اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه در عرفان و سیر و سلوک را بیان نمایید.
پاسخ اجمالی

عارفان سفر معنوی را دارای چهار مرحله می دانند؛ این مراحل به «اسفار اربعه» معروف است؛ سفر اول: سفر از خلق به سوی حق است؛ به این معنا که سالک در این مرحله باید حجاب های ظلمانی و نورانی بین خود و بین حقیقت ازلی و ابدی را بردارد؛ به بیان دیگر، سالک در اثر ریاضت هایی که به جان می خرد، به تدریج عشق سوزانی در قلب وی به حق تعالی ایجاد می شود و این عشق در شدیدترین مرحله به فنای عارف و وصال او با حق تعالی می انجامد. سفر دوم: سفر از حق به سوی حق و با حق است. در این سفر سالک در صفات خدا سیر می کند؛ تا این که به مقام مشاهده همۀ کمالات خدا (آن مقدار که برای انسان ممکن است) نائل می شود. سفر سوم: سفر از حق به سوی خلق و با حق است. سالک در این مرحله در مراتب افعال حق و در عوالم جبروت، ملکوت و ناسوت سیر می کند؛ یعنی ذات و لوازم این عوالم را مشاهده می کند. سفر چهارم: سفر از خلق به سوی خلق و با حق است. در این سفر سالک اطلاعات کاملی از امور تمام مخلوقات به دست می آورد.

البته، این حکم کلیت ندارد که هر کس خواهان وصال و مشاهده جمال محبوب باشد، باید از راه ریاضت و سلوک در منازل معنوی به این مقصود دست یابد. بلکه برخی از انسان ها به دلیل آمادگی خاص معنوی از همان آغاز قلبشان ظرفیت محبت الاهی را می یابد؛ این گروه که نیاز به پیمودن منازل سیر و سلوک ندارند «مجذوب سالک» خوانده می شوند، و در مقابل آنهایی که باید از راه سیر و سلوک به مقصد برسند« سالک مجذوب» نامیده می شوند.

پاسخ تفصیلی

سفر به معنای حرکت از یک جایگاه و پیمودن مراحل، جهت رسیدن به مقصد است. سفر یا صوری و ظاهری است یا معنوی. سفر صوری و ظاهری همان حرکت از یک مکان مادی به مکان مادی دیگر است. این نوع سفر نیاز به توضیح و تفسیر ندارد. اما سفر معنوی از نظر عارفان مراحلی دارد؛ این مراحل به اسفار اربعه معروف است.

سفر اول: سفر از خلق به سوی حق است. به این معنا که سالک ابتدا باید حجاب های ظلمانی و نورانی بین خود و بین حقیقت ازلی و ابدی را بردارد؛[1] خود را از قیود امکانی و جزئی رها سازد تا به قرب الاهی برسد. وجهۀ اصلی نظر عارف در این مرحله، ساحت قلب خود است که ابتدا باید آن را از اعمال و پندار نامناسب پاک کند، سپس به زیور اعمال و عقاید پسندیده مزین سازد. به بیان دیگر، سالک در اثر ریاضت هایی که به جان می خرد، به تدریج عشق سوزانی در قلب وی به حق تعالی ایجاد می شود و این عشق در شدید ترین مرحله به فنای عارف و وصال او با حق تعالی می انجامد.[2] وقتی سالک فانی در خدا شد، وجود او الاهی و حقانی( شدید الاتصال به خدا و حق) می شود، در این صورت سفر اول به پایان می رسد.[3] اهل معرفت بر این باورند که سفر اول خود دارای منازل و مراحلی است: توضیح این که سالک در سفر اول ابتدا باید از مقام «نفس» خود(یعنی مقام خواسته های طبیعی و حجاب های ظلمانی)[4] دست بر دارد و ترقی کند به مقام «قلب» ( مقام معرفت به امور کلی تفصیلی)[5] برسد؛ از مقام قلب(که حجاب نورانی است) نیز حرکت کند به مقام «روح» (مقام اتحاد با عقل فعال و برخورداری از ملکه بسیط خلاق ادراکات کلی تفصیلی است)[6] برسد؛ از مقام روح (که این نیز حجاب نورانی است) حرکت کند و به مقصد اصلی یعنی مشاهده جمال حضرت حق برسد؛ این مقام که پایان سفر اول و آغاز سفر دوم است آن را مقام  «سرّ» می نامند؛ یعنی مقامی که سالک در برابر ذات خدا از خود ذاتی نمی بیند؛ یعنی مقام فنای[7] ذات عارف در ذات خدا.[8]

در این جا برای هرچه روشن تر شدن این موضوع تذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد.

1. نکته اول: این که آیا برای رسیدن خدا باید حتما از خلق عبور کرد؟ به عبارت دیگر، آیا سفر اول ضرورت دارد یا نه؟ برخی از اهل معرفت بر این باورند که لزوم عبور از خلق برای رسیدن به حق به لحاظ حال غالب سالکان است، و گرنه ضرورتی ایجاب نکرده است که وصول به حق حتما از راه خلق باشد، به طوری که در آغاز سفر از خود حق به حق رسیدن محال باشد؛ برهانی بر مسئله اقامه نشده است، بلکه برهان بر خلاف آن قائم است؛ یعنی با تأمل در اصل هستی یا اصل واقعیت به وجوب ذاتی و ضرورت ازلی آن می توان پی برد.[9]

به بیان دیگر، این حکم کلیت ندارد که هر کس خواهان وصال و مشاهده جمال محبوب باشد، باید از راه ریاضت و سلوک در منازل معنوی به این مقصود دست یابد. عارفان با مطرح کردن مفهوم «جذبه» در مقابل مفهوم سلوک و ریاضت بر این امر تأکید دارند که برخی از انسان ها به دلیل آمادگی خاص معنوی و «مناسبت ذاتی» از همان آغاز قلبشان ظرفیت محبت الاهی را می یابد. به این گروه «مجذوب سالک» گفته می شود که در مقابل «سالک مجذوب» قرار دادند.[10]

2. نکته دوم این که در مورد تعداد منازل و مراحل در سفر اول، در سخنان اهل معرفت اختلاف نظر به چشم می خورد؛ زیرا برخی معتقدند تمام مسیر سیر و سلوک یک منزل بیش نیست؛ «بر خود قدم نه تا به خدا برسی».[11] چنان که نظریه سه مرحله ای بودن را در بالا اشاره کردیم؛ برخی نیز معتقد به مراحل یا حجاب های هفتگانه هستند که از آن به هفت شهر عشق،[12] یا هفت خان رستم[13] نام می برند؛ بعضی نیز مراحل سیر و سلوک را تا هزار مرحله شمردند.[14] ولی همان گونه که برخی از محققین یاد آور شدند به نظر می رسد این اختلاف، به جهت تفاوت نگاه اجمالی و تفصیلی است.[15]

سفر دوم : سفر از حق به سوی حق و با حق است.[16] در این سفر سالک در صفات و کمالات خدا یکی پس از دیگری سیر می کند تا این که به مقام مشاهده همه کمالات خدا (آن مقدار که برای انسان ممکن است) نائل می شود. در سفر دوم است که عارف به مقام ولایت کامل می رسد؛ در این سفر سالک ابتدا به مقام «خفاء» یعنی مقام فنای صفات و افعال خود -علاوه بر فنای ذات که در سفر اول دست یافته بود- در صفات و افعال خدا دست می یابد؛ سپس به مقام «اخفی» که پایان سفر دوم است می رسد؛ سالک در مقام اخفی به درجه ای می رسد که فانی از هر دو فنای قبلی( فنای در ذات و فنای در صفات و افعال) است.[17]

سفر سوم: سفر از حق به سوی خلق است با حق. سالک در این مرحله در مراتب افعال حق و  در عوالم جبروت، ملکوت و ناسوت سیر می کند؛ یعنی ذات و لوازم این عوالم را مشاهده می کند. در این سفر مقام «محو»( مقام فنای در توحید افعالى است)[18] از سالک زدوده می شود، و به مقام «صحو »[19] تام می رسد؛ و باقی به بقاء الله می گردد. در پایان سفر سوم عارف به مقامی از نبوت می رسد؛ البته نه نبوت تشریع؛ زیرا او در تشریع تابع نبی مطلق است، بلکه منظور از نبوت در این جا خبر دادن از ذات و صفات و افعال خدا است.[20]

سفر چهارم: سفر از خلق به سوی خلق است با حق. در این سفر سالک اطلاعات کاملی از امور تمام مخلوقات به دست می آورد: مشاهده خلایق، آثار و لوازم آنها، علم به مضار و منافع آنها در آینده دور و نزدیک(دنیا و آخرت)، آگاهی از اصل رجوع خلایق به خدا، چگونگی رجوع، اسباب رسیدن به خدا، موانع آن و خلاصه هر آنچه مربوط به سعادت یا بدبختی مخلوقات به ویژه انسان است، آگاه می شود. [21]

در پایان توجه به دو نکته لازم است؛ نکته اول این که هر چند این اسفار به صورت جداگانه مطرح می شوند، ولی در واقع و حقیقت جدای از یکدیگر نیستند؛ به این معنا که شخصی که در مرحله اول به وصال حضرت حق رسید به گونه ای به مراتب دیگر دست یافته است. نکته دوم این که هر یک از این سفرهای چهارگانه نیز دارای مراتب است. بنابر این، اگر عارفان، سفر چهارم را همان نبوت تشریعی می نامند،[22] مقصود مرتبه بالای سفر چهارم است؛ و گر نه هر کس به اندازه تلاش خود می تواند به مرتبه ای از سفر چهارم یعنی دست گیری خلق و هدایت آنها برسد.

 

[1] ر. ک: صدر المتألهین، محمد، الحکمة المتعالیة، پاورقی الاهی قمشه ای، محمد رضا، ج 1، ص 13، منشورات مصطفوی، قم.

[2] ر ک یزدان پناه، یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، ص 62 و 66، مؤسسه امام خمینی، قم، چاپ اول 1388.

[3] ر. ک: الحکمة المتعالیی، ج 1، ص 14.

[4] ر. ک: حسن زاده آملی، حسن، سرح العیون، ص 569، امیر کبیر، تهران، چاپ اول، 1371؛ حسن زاده آملی، حسن، نامه ها بر نامه ها، ص121و 122، انتشارات قیام، قم، چاپ اول، 1374.

[5] همان.

[6] همان.

[7] نکته قابل توجه این که فنا دارای مراتبی است؛ به همین دلیل هم در پایان سفر اول سالک مقام فنا مطرح می شود و هم در سفر دوم.  

[8] ر. ک: الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 14.

[9] ر. ک: جوادی آملی، عبدالله، رحیق مختوم، ج 1، ص 85، اسراء قم، چاپ دوم، 1382ش.

[10] ر. ک: مبانی و اصول عرفان نظری، ص 68.

[11] همان، ص 67.

[12] همان؛ ر. ک: الحکمة المتعالیة، ج 1ص 13.

[13] ر. ک: نامه ها بر نامه ها، ص121، 122.

[14] ر. ک: الحکمة المتعالیة، ج 1ص 13.

[15] ر. ک: مبانی و اصول عرفان نظری، ص 67.

[16] قید با حق که در سفر دوم تا چهارم آورده می شود، بیانگر این نکته است که وجود سالک به دلیل حقانی شدن در پایان سفر اول، همراهی و مدد حضرت حق را تا پایان سفر های چهارگانه مشاهده می کند. ر. ک: رحیق مختوم، ج 1، ص 85 ، 86.

[17] ر. ک: الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 14.

[18] سرح العیون، ص 569؛ نامه ها بر نامه ها، ص121،122.

[19] اصطلاح عرفانى صحو یعنى هوشیارى، در اصطلاح رجوع باحساس است بعد از غیبت، و اصطلاح صحو بعد المحو و جمع الجمع شهود خلق است قائم بحق؛ یعنى حق را در جمیع موجودات و مخلوقات مشاهده نماید. سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ‏2، ص 1098، دانشگاه تهران، تهران، چاپ سوم، 1373ش.‏

[20] ر. ک: الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 14.

[21] همان، ص 14، 15.

[22] همان

 

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها